يحيى دولت آبادى

250

حيات يحيى ( فارسى )

ميخواهد اينجا بمانند و اين صحيح نيست خوبست از طرف آقايان امراء كسى برود و عذر بخواهد و آنها را روانه نمايد همه پسند ميكنند و علاء الدوله را ميفرستند علاء الدوله اصرار مىكند كه نگارنده با او برود و اين خدمت را باتفاق انجام بدهيم عضد الملك و امراء هم تقاضا ميكنند و نگارنده باتفاق علاء الدوله ميرود و علاء الدوله به زبان مهربانى عذر نمايندگان را ميخواهد و آنها ميروند صبح فرداى آن روز باز نگارنده ميرود و جمعيت را بيش از روز پيش مشاهده مينمايد محمد صادق خان امير توپخانه كه پيرمرد مقدسى است به من ميگويد فصل بزرگى در اين قضيه بر كتاب تاريخ شما افزوده شد ميگويم بلى خدا كند كه عاقبتش بخير باشد در اين روز كميسيون اداره‌ئى ترتيب دادند مركب از چند نفر رجال مانند علاء الدوله - آصف الدوله - معاون الدوله قائم مقام - سردار منصور - ثقة الملك - معتمد خاقان - دبير الملك و چند نفر از مليون مانند آقا ميرزا محسن - ملك المتكلمين - ميرزا جهانگير خان صور - آقا سيد محمد رضاى مساوات - ميرزا داود خان - حاج ميرزا عليمحمد برادر من و بنده نگارنده كليه مذاكرات در اين انجمن راجع برتق‌وفتق كار حوزه خانه عضد الملك است غلامرضا خان آصف الدوله شاهسون هم داخل شده نگارنده تعجب دارد آصف الدوله از دربار منقطع شده بمليون ملحق شده باشد در صورتى كه مجلس هم با او خوب رفتار نكرد و بىمقدمه او را از وزارت داخله معزول ساخت مذاكرهء جلال الدوله مىشود كه داخل اين انجمن بشود هيچكدام رأى نميدهند و ميگويند او بايد بيرون از مردم پذيرائى نمايد در اينوقت صورت چند نفر كه بايد از دربار دور شوند بعضد الملك داده مىشود و او با مشير السلطنه و نير الدوله ميروند بدربار در اين روز تمام دوائر دولتى غير از پست و تلگراف تعطيل شده همه آمده‌اند به خانه عضد الملك چهار ساعت بغروب مانده عضد الملك از دربار مراجعت كرده جواب مساعد ميآورد و ميگويد شاه قبول كرده شش نفر را از دربار دور نمايد امير بهادر جنگ - حسن خان امين الملك - شاپشال خان روسى - موقر السلطنه - مفاخر الملك و يكنفر ديگر از خلوتيان على بيك‌نام كه از بستگان شاپشال است همه اظهار بشاشت ميكنند و مقرر ميگردد دو ساعت بغروب مانده در وقتى كه ازدحام زياد است بمردم گفته شود و